گفتم: این روزها دل خیلی بهانه تورا میگیرد
هوای دیدن تورا دارد
گفت: می دانم همه چیز بهانه ایست برای
شانه به شانه
درحال هوای با هم بودن
رفتن و نشستن و گریستن
گفتم: چرا گریه ... رفتن و نشستن درست
اماگریستن را نمیخواهم ... نه
گفت: برای حرمت نگاه ناگهان تو
برای یک دل دریاحرف نگفته
گفتم: برای هرآنچه که گفتمو گفتمو نشنیدی
گفت: برای آنچه خواستمو بودی
خواستی و نبودم
وبرای هرآنچه که نمیدانم
گفتم: درتمام این همه سال که همه ازیادش برده بودند
تو تنها کسی هستی که هستی
گفت: دراین دل دل دلواپسی وقتی توهستی
انگار همه نیستند
شب از آن شبها که در عمرت کم دیدهای
دریا دریا ستاره
.jpg)






