تبليغاتX
الهی . گاهی . نگاهی



سلام خدای خوبم

من خوبم

تو خوبی؟

میدونم دلخوری

میدونی که منم دلم پره

یه خرده گله دارم

از تو نه که٬از این زمونه

آخه داره بد تا میکنه

من شاید خیلی خوب نباشم اما خیلیم بد نیستم

آخه چرا

تو خودت خواستی مورد اعتماد همه باشم

خودت بگو چه کسی تا حالا از اعتمادش به من پشیمون شده

من چه کسیو تا حالا رنجوندم من که هیچ وقت نزاشتم کسی از اعتمادش به من پشیمون بشه چرا یه بار که به کسی اعتماد کردم این همه باید تاوان پس بدم

دلم خیلی پره من که خودم راز نگه دار بودم که

خداجونم سرم درد میکنه

بگو این بچه هه ساکت بشه خیلی زر زر میکنه من حوصله شو ندارم

کی من؟

نه

من حوصله بچه بازیاشو ندارم چه جوری ساکتش کنم وقتی با صداش انقده اعصابمو به هم میریزه

نه فرار نمیکنم اما...

اصلا بزار انقدر زر بزنه تا جونش در بیاد

کاش غصه های دنیای به گریه این بچه تموم بود

گریه بچه که اعتبار نداره

اگه گرسنه نباشه حتما جاشو خیس کرده

اما از دست اونایی که میگن بزرگ شدنو بزرگی میکنن چیکار کنم

شنیدم خدا بهتر از خوده آدم از درونش خبر داره

خدا جونم به من میگی کجای کارم ایراد داره

تو گفتی این سر جاده است باید بری تا تهش تا دست به سرت بکشم بگم آفرین

خوب منم راه افتادم دیگه

نه اسب داشتم نه کوله

نه نیرو داشتم نه آذوقه

تو خودت گفتی عیب نداره راه بیفت من باهاتم

تو همیشه باهامی ولی ببخشیدا بازم یه موقه هایی احساس تنهایی میکنم

آخه

آخه...

خوب چطور بگم

من هر کی دست دوستی دراز کرد دستشو گرفتمو بوسیدم چرا حالا من باید رودست بخورم

منو بازی میدن

همه

اصلا میشه بگی دوست کیه دشمن کیه

همه ادعای دوستی دارن یواشکی چاقو میزنن به پشتم بعد روشونو میکنن اونور سوت میزنن که یعنی من که از هیچی خبر ندارم میان میگن خدا قوت ولی یواشکی میخ جلوی لاستیکم میزارن میگن دمت گرم بابا تو دیگه کی هستی چه قده مقاومی آفرین تو باعث افتخاری اما تا رومو بر میگردونم پشتم شکلک در میارن تازه بعضیا میگن تورو خدا بیا با هم عکس یادگاری بندازیم عکسه که چاپ میشه میبینم با دستشون برام شاخ گذاشتن

یادته گفتی که بزنم به جاده واسه چی ؟

قشنگ یادمه

من رفته بودم زیارت رفته بودم دلمو جلا بدم برق بزنه گفتی زیادم تر تمیزش نکن قراره خاکی بشه گفتم آخه چرا گفتی باید بری ماموریت گفتم کجا گفتی مقصد نداره هر جای دنیا میتونه مقصد باشه گفتم آخه تا کی باید راه برم وقتی مقصد معلوم نیست گفتی اولا که تا جون داری باید راه بری دوما کی گفته مقصدمعلوم نیست  مقصد تو توی یه مکان خاص نیست مهم نیست کجای دنیا باشه هر وقت ماموریتتو درست انجام دادی اونجا مقصده یادت نره این ماموریت همیشه باهاته حتی اگه درست انجام بدی به این زودیا تموم نمیشه گفتم خدا جونم داری گیجم میکنیا نمیخوای بگی ماموریت چیه .یادش بخیر یه شاخه گل شقایق دادی گفتی ماموریت تو مراقبت از اینه من ماتم برد گفتم خب چرا من این خیلی گل خوشگلیه از سر من زیاده من که همیشه خاکیم گل باید جاهای خوشگلو تزئین کنه گفتی این فضولیا به تو نیومده نکنه میخوای رو حرف من حرف بزنی گفتم نه مرگم باشه که بخوام نا فرمانی کنم اما آخه من خیلی کوچیکم زورم زیاد نیست نکنه نتونم مواظبش باشم گفتی من که زورم زیاده هر کی زور داره زورشو از من غرض گرفته حالا هم پاشو برو که خودم مواظبتم من که حرف الکی نمیزنم ٬گفتم نه خدا جون آخه راه سخته این راه پره حیوونای خطرناکه گوشت خوارا میخوان منو بخورن گیاه خوارا این شقایق سفید رو گفتی تو خجالت نمیکشی با من صحبت میکنی از ترس حرف میزنی٬ گفتم ببخشید :*تو منو دوست داری بدمو نمیخوای تازه ماموریته حتما خودت حسابشو کردی قبلا٬بعدش گفتم یه چیزی بپرسم گفتی بپرس اما حواست باشه سواله بیجا نکنی که ناراحت میشم گفتم پاداشه این ماموریت چیه گفتی مگه تو ماموریتی که من بهت بدم رو برای پاداش انجام میدی گفتم نه خودت میدونی به عشقت همه دنیارو پا میزارم اما با شناختی که از تو دارم  حتی کار عاشقاتو بی پاداش نمیزاری . وای یاد این که میفتم اون لحظه چیکار کردی همه وجودم به هیجان میفته ولی اونموقع که معنیشو نفهمیدم یادمه دوباره سوال کردم گفتم آخه راه سخته نمیخوای یه دلگرمی لا اقل بدی یه دست به سرم کشیدی گفتی پسر خوب پاداش این ماموریت همین گله همین شقایق.اونموقع که نفهمیدم شونمو انداختم بالا راه افتادم

اما با یه دنیا سوال که چرا من٬این گله خوشگلو چرا به من داد اگه نتونم  چی٬تو بیابون که آب نیست اگرم باشه شاید دست من نرسه بهش٬ اصلا این شقایقه دوست داره با من بیاد نکنه من کم بیارم اینو که گفتم رعدو برق زد خیلی بلند خیلی ترسیدم یاد اونموقعی افتادم که گفتی خجالت بکش جلوی من از ترس حرف نزن

اما حالا واسه حرفام معذرت میخوام راهی که میرم پر از تاریکیه پر از موجوداته ترسناک٬همه به این گل میخوان صدمه بزنن منم که خب گشنه و تشنه٬خستگی راهم بزار کنارش اما همه اینا یه طرف خود گلم یه طرف همه قوتم اونه ٬ راستی اگه یه روزی سراغ گلی که بهم دادی ازم گرفتی وقتی نشونت دادم تعجب نکنی حتما نمیشناسیش آخه شقایقی که به من دادی سفید بود اما الان قرمز شده بین خودمون بمونه ٬یه موقه هایی که اب نداشتم بهش بدم٬ خوب...آخه چاره ای نبود ...من که فعلا خون زیاد دارم

نه به خودم صدمه نزدم که زیاد

بله که باید مواظب خودم باشم به قول اون آقا خوبه تا شقایق هست باید زندگی کرد

شقایقم از با من بودن راضیه آخه اون منو خوشگل کرده

 شده گل سینه من

تا سایه تو بالا سرمون باشه هیچی نمیشه

اما خدا نمیخوای بگی چرا تو که میخواستی یه گل به این خوشگلی به من بدی منو از این راههای خطرناک آوردی ٬نه ناشکری نمیکنم اما ...اما...خوب من حق میدم که بعضیا بخوان گل به این خوشگلی داشته باشن بخوان از من بگیرنش اما وقتی تو خودت به من دادی من که نمیتونم بدمش ٬ من گله از برگ خشک ندارم که به شقایقم حسادت میکنه ٬اما میدونی چیه آخه بعضیا میان می زنن تو سرم که این گل رو از باغ ما چیدی بعضیاشون میخوان پسش بگیرن اما بعضیاشون میگن مواظبش باش بعضیا میگن این گل حق توئه بعضیامیکن تو حق منو گرفتی من که نمیدونم کی راست میگه کی دروغ ولی واقعا تو حق کسه دیگه رو گرفتی دادی به من نه فکر نکنم تو همچین کاری نمیکنی

اما من که با کسی دعوا ندارم چرا انقدر همه با من بدن

خدایا منو ببخش ولی یکی خیلی بیشرمانه میگه من میخوام این گل رو بکارم تو زمین که یه باغه گل ازش بیرون بیاد تو که خودت میدونی من همیشه تو بیابون بودم اصلا باغ نمیشناسم میدونی که من بهشتو بی گلم نمیخوام میدونی که هر جا گلم باشه باغه و بهشت٬ آخه چرا این حرفارو میزنن من بی شقایقم باغ میخوام چیکار

راستی یه چیزی بگم بخندی

یه علف هرز برگشته به باغبون گفته من منتظرم گلم پلاسیده شه برم علف بو کنم خنده دار نیست

من که هیچ وقت پاروی گیاهی نزاشتم حتی علف٬واسه همین علف فکر میکنه...

اصلا ولش کنه بیچاره توهم زده

خداجونم یه خورده بیشتر حواست به ما باشه ما دشمن زیاد داریم

یادمه امیر میگفت دشمنا دو دسته اند که دسته دوم خطرناک تره اول اونایی که رو در رو باهات جنگ میکنن که خب تکلیفت معلومه و میدونی قصد دشمنی دارن اما وای از دسته دوم که در ظاهر باهات دوستن خیلیم هواتو دارن اما همیشه یواشکی باهات دشمنی میکنن ولی یه خورده نا جورتره هر وقت بهشون بگی جاییم درد میکنه سری یه پماد بی حس کننده میزنن جایی که درد داره اما خوب که بی حس شد خنجرشونو همون جای بی حس فرو میکنن خب وقتی بی حسی که نمیفهمه آدم٬اما دردش بعدا شروع میشه

برای منم اتفاق افتادکمرم شکسته بودوقتی از درد نالیدم یکی دلش سوخت رفت مرحم آورد بی حسش کرد و ماساژ داد امایه لحظه برگشتم نگاه کردم دیدم دیگه با دستش ماساژ نمیده جای دست اره گذاشته

میخواد نصفم کنه منم خودمو زدم به اون راه گفتم اگه قرار باشه نصف بشم خب میشم اما اگه قرار نباشه خب خدا که همیشه هست

من عادت بدی که دارم اینه که حتی با دشمن دشمنی نمیکنم میسپارمش به خودت

خدا جونم پاهام خسته شده قدرت بهم میدی؟ من که کم نمیارم . هرگز

اما اخه خیلی دوستا دارن دشمنی میکنن خیلی تهمتا میزنن

آخه درویشو چه به باغ زینتی

خدایا خودت گلمو برام حفظ کن

برا من یکی٬ با همین یه گل بهار شده

دیگه گلبهار نمی خوام که شقایقو دارم

پس برام حفظش کن

دوستت دارم

خودت نگهدارم

پی نوشت :

۱گل که همراهم شد اعتراف نامه ای تنظیم کرد که صفحات آخر دفتر تنها ئی هاشو پر میکرد که تو ادامه مطلب میخونیدش 

۲از دوستای قدیم معذرت میخوام که کسیو دعوت نکردم چون این پست کمی خصوصیه و فکر کنم خیلیا ازش چیزی متوجه نشن


ادامه مطلب...
+ کتابت شد به تاریخ 87/02/19   به قلم آقاهه  | 



سلام منم آقاهه

یه سوال

واقعا فاصله ادعا تا واقعیت رو چه طور میشه فهمید

چرا انقدر نیرنگ دروغ دورو برمونه

چرا انقدر ابلیس دستش بازه

چی میشه که یه آدم میشه بازیچه دستش

چی میشه که ما نفرین میکنیم

چقدر تنفر برای نفرین لازمه

اصلا چطور علاقه میشه نفرین

من که به این راحتیا کسیو نفرین نمیکنم

ولی چی میشه که بعضیا کینه ای میشن و دشمن

چی میشه که ...

من یه آدمی میشناسم که فقط می تونم با شمرو یزید مقایسه اش کنم

میدونید چرا؟

آخه کینه بی هویت داره

با این جور آدما باید چیکار کرد؟

آفرین دقیقا درسته

فقط باید سپردشون به خدا

آخه این کینه ها فقط از ضعفه

این جور آدما قابل ترحمن

۱۲۱

پی نوشت:از همتون عذر میخوام آقاهه دشمن پیدا کرده منم نمی خوام زیاد ازیتش کنم

آخه هنوز دشمنمو دوست دارم پ فعلا تا اطلاع ثانوی وبلاگمو آپ نمیکنم که خودشو اذیت نکنه

پی نوشت دو:سلام دشمن خوبی؟هر وقت خواستی وبلاگ منو دست بگیری بگو خودم بهت

پسورد میدم نمیخواد به اون پسره رو بندازی هر چی باشه هنوز غیرت دارم

ولی دیگه دعای خوبی برات ندارم حساب کتابت با امیر

 

 

+ کتابت شد به تاریخ 87/01/24   به قلم آقاهه  | 



سلام منم آقاهه

مائیمو عید سال جدیدو آرزوهای نو

وخدا

با عشقتوی سینه هر کدوممون یه چند آرزو که با تحویل سال بهش آب دادیمو حرس کردیمو

سپردیمشون به خدا

امیدوارم خدا امسال آرزوهای همه رو بده

ایشالا چشم براه بودنا سر بیاد

دلای منتظر بهم برسن و موندنی شن

دعا به در گاه خدا رمز واقعی شدن آرزوهاست

پس اگه آرزویی دارین به خدا بگین که فقط خداست که کلید مشکلامونو داره

آرزو کنید

اما نه فقط برای خودتون

یاد بیمارای که نا امیدن باشید

یاد درمونده ها باشید

اگه هواستون به بقیه باشه تو دعا

دعای خودتون بهتر مستجاب میشه

آخرشم یه خورده فکر آقاهه باشید که حالا بیشتر از همیشه به دعای شما نیاز داره

۱۲۱

 

دعا

پی نوشت:

۱این دومین آپ بعده یه مدت غیبت من بود که احتمالا خیلیا پایینی رو نددیدن

۲ببخشین اگه دیگه کسیو دعوت به حضور نمیکنم که مشکلاتم زیاد شده

برام دعا کنید

+ کتابت شد به تاریخ 87/01/06   به قلم آقاهه  | 



سلام منم آقاهه

عید همگی مبارک

میاین اول سال با هم یه خورده دعا کنیم؟

واسه کی ؟

تا حالا یادتون بوده بعضیا دعا لازم دارن که شاید بشه کمکشون کرد؟

اگه دوست داشتین هم نفس بشیم بسم الله

خدایا هیچ کسو چشم به راه نزار

خدایا هیچ مسلمونیو نبخشیده پیش خودت نبر

خدایا بیامرز کساییو که خدابیامرز بگو ندارن

شفا بده بیماریو که غیر تو امیدی ندارن

خدایا آزاد کن اسیریو که راه برگشت داره

خدایا ببخش گناهکاراییو که دلشون صافه ولی قربانیه بد زمونه شدن

خدایا دلهای پاکو به خودت نزدیک تر کن

خدایا یادمون بده یادت باشیم

خدایا یادمون بده نا امید نباشیم

خدایا یادمون بده یادمون باشه همیشه دردمند تر از ما هست

خدایا کسیو تو حسرت عشق نزار

خدایا عاشقیو تو حسرت معشوق نزار

خدایا تورو به خداییت قسم دلای پاک کمتر بشکنه

محبتی بکار که نامهربونی نمونه

خدایا هر نوع اعتیاد بد رو بکن

کاش به تو معتاد بشیم

نکنه کسی یادش بره دوستت داره

خدایا خودت این عشقو هدیه کن

خدایا دیدن آقامونو یه گوشه عمرمون هدیه کن

خدایا خدایی کن بندگی یادمون بره

این اول سالی ازت میخوام که سال جدیدو بایه زندگی جدید تر همراه کنی

پر از عشق

بدون درد دوری

در پناه خودت

زیر سایه امیر

پی نوشت:

مدتی این وبلاگ توسط شخصی حک شده بود که دلیلش مهم نیست چون من دشمنی ندارم

اما انتظار بیشتری از دوستایی داشتم که راحت تنهام گذاشتن البته همزمان ای دی های یاهوی من هم حک شده بود

چه باک

معرفت بعضیا به  بیمعرفتی بقیه در

از اونایی که یه سراغ حتی کوچیک از من گرفتن مچکرم و شرمندشونم

فعلا که پس گرفتم اما اگه باز حک بشم فکر کنم دیگه...

۱۲۱

+ کتابت شد به تاریخ 86/12/28   به قلم آقاهه  | 



بازم سلام

منم آقاهه

هر کی تو این کلبه دقیقه ای استراحت کرده به ۱۲۱برخورده وپرسیده

یعنی چی این ۱۲۱

میخوام خیال همه رو راحت کنم

۱۲۱به حروف ابجد رمز یه کلمه مرکب هستش که خیلی معنیا داره

شاید توسل

شاید نیاز

شاید احتیاج

شاید قدرت

شاید

عشق

نه به اینا خلاصه نمیشه

تو نگاه اول اون کلمه یه جور توسله

چه زمانی بکار میبریم؟

برای سلام؟برای خداحافظی؟برای نیرو گرفتن؟ برای نیرو دادن؟برای شروع کردن؟ برای تموم کردن؟

والبته بازم عشق

شکیبا باشید این کلمه خیلی بزرگتر ومقدس تر از صبر توئه 

۱۱تاش برای صدا زدنه((یا))بله حروف ابجد به عربیه و یا به فارسی به معنیه((  ای )) ودر اصل برای ختاب کردنه

اما ۱۱۰تای دیگه چی

کیو صدا میزنم از کی مدد میخوام

۱۱۰رمز چه اسمیه که اگه تا آخرین نفس صداش بزنم بازم ترس از کم خواستنو دارم

ترس از کم گذاشتن در...

عشق

۱۱۰یعنی چی

۱۱۰همونیه که پای تک تک من و تو وایساده تا ابد

۱۱۰همونیه که هرگز نمرد

۱۱۰همونیه که بعد بیشتر از ۱۳۰۰سال هنوز کیسه رو دوششه دنبال ۱۲۱میگرده تا مدد کنه

علامه مجلسی بعده کامل کردنه سخاننش میگه کسی که این کتابو بخونه برای اولین بار

پیش خودش فکر میکنه که کتاب در مورد یه پیره که همه عمرشو به عبادت وحل مشکل مردم پرداخته

تعجب میکنه اگه بفهمه

۱۱۰همون فاتحه خیبرو خندقه

آره

۱۱۰رو کسی نتونست زمین بزنه کسی حریفش نشد٬ هرگز

مگر موقه ای که مست صحبت با معشوقه دیرینش بود

کسی جلوی خشمش دوام نیاورد

امانکنه اشتباه کنیا

۱۱۰ ٬ ۱۰۹تاش رحمته یه دونه خشم

میگن یه روز یه گرسنه ای رو میبینه که محتاجه میاد خونه میگه خانم چی داریم برا غذا

خانم گلش میگه تکه نانی که یک نفرو سیر میکنه منو بچه ها برای شما گذاشتیمش وصبر کردیم

اونموقه ۱۱۰نان رو به بینوا میده و میگه همه صبر میکنیم

توی این همه رحمت حرف از خشم خجالت داره

کی میتونه بهش شک کنه

۱۲۱توسل به ۱۱۰هستش

عجیب نیست هر ناتوانی با ۱۲۱نیرو میگیره و شاید هر توانگری با ۱۲۱احساس ضعفشو با افتخار اعلام میکنه

۱۲۱همون کلید بهشته٬ مگه نمیدونی یکی از درای بهشت دسته صدو دهه؟

۱۲۱یعنی مدد

۱۲۱ یعنی نفس

۱۲۱یعنی قدرت

۱۲۱یعنی رحمت

۱۲۱یعنی عشق

آره

۱۲۱ یعنی

یاعلی

 

۱۲۱

پی نوشت: دوست عزیزم یلدا در رابطه با این پست و حضرت امیر شعری سروده اند ومن

با اجازه ایشون این شعرو در ادامه مطلب برای شما گذاشتم می دونم حتما لذت میبرید


ادامه مطلب...
+ کتابت شد به تاریخ 86/12/17   به قلم آقاهه  | 



 

 

چرخ یک گاری در حسرت واماندن اسب،

اسب در حسرت خوابیدن گاری چی،

مرد گاری چی در حسرت مرگ.

سلام منم آقاهه

خوشحالم دوستای خوبی مثه شما دارم وفکر نکنم به این راحتیا بتونم از این وب دل بکنم

اما یه پروژه کاری اومده دستم که خیلی وقتمو میگیره

شاید یه خورده کمتر بیام

ببخشیدبعد از این

اگه دیر دیر آپ کردم

اگه دیر دعوتتون کردم

اگه جواب کامنتاتونو دیر دادم

ولی حتما میام و مهربونیاتونو به منت می خرم

راستی نظرتونو رو درباره صدای جدید وب بگین که اگه دوست داشتین با آهنگشو اجرا کنم

ایشالا که همش دلتون برام تنگ شه

۱۲۱

+ کتابت شد به تاریخ 86/12/05   به قلم آقاهه  | 



سلام منم آقاهه
((ان الله مع الصابرین))

همه داریم توی باطلاق زندگی دست و پا میزنیم رو به نابودی

همه خسته ایم

همه با خودمون شوخی می کنیم خودمونو گول میزنیم ٬دروغ می گیم به خودمون

همه چی دروغه٬ واهیه

همه خیالیا عزیزن و واقعیا دشمن

همه دنبال یه دوست میگردن که نه برای دوستی ٬برای خالی کردن بار روی دوش دیگری

همهْ ظاهرا دوستا از نارفیقی بو میدن

چرا همه قشنگیا تو این دنیا خار داره

چرا شونه ها دیگه جای گریه کردن نیست

چرا بازم نمیشه تو واموندن٬ امید به دست یاری دیگری داشته باشیم

چرا دیگه من و تو ما نمیشه چرا همیشه من جداست تو جدا

چرا راز زندگی راحت٬ دیگه زحمت کشیدن نیست

جرا واسه داشتن یه دل دوست داشتنی٬ دیگه لازم نیست صاف باشی

چرا برای دوست داشتنی بودن باید دروغ گفت

چرا خوبی رمزخوب بودن نیست

چرا بدی های دیروز خوبی های امروزه

چرا امروز مثل دیروز همه منتظرن ولی رنگ انتظار امروز و دیروز انقدر فرق داره

چرا همه یه جورین

چرا سخت میشه مهر کسیو باور کرد

چرا حتی وقتی خیلی صادقی کسی باورت نداره

من چرا فکر میکنم هیچ عشق واقعی وجود نداره

چرا فکر میکنم واقعی کسی منو دوست نداره

چرا هر چی تعداد آدما روی زمین زیاد تر میشه آدمای بیشتری ادعای تنهایی میکنن

چرا حالا آدما همه کوتاهیا شونو به پای یکی دیگه میذارن

بد تر از اون چرا هر وقت آدما کم میارن گله هاشونو به خدا میکنن

چرا خدا در قبال این همه بدی آدما بازم صبوره

چرا انقدر بازم هوای ما بی معرفتا رو داره

چرا درک نمی کنم خدائیه خدا رو

آخه چرا آدما نمیفهمن تنها نیستن وقتی خدا همه جا هست

اصلا مگه تنها تر از خدا هم هست

چه طور پس روشون میشه جائی که خدا هم هست دم از تنهایی بزنن

چرا خدا ما رو فراموش نمیکنه وقتی که ما فقط بعضی وقتا یاد خدا میفتیم

چرا فقط تو تنگنا از خدا نیاز میکنیم

چرا برای خدا ناز میکنیم

چرا برای نفس بعدی که میخواهیم بکشیم از خدا مدد نمیخواهیم

اگر نفس بعدیو نداد چی؟ دیگه اون موقع٬ موقعه درخواست نیستا

چرا این همه داده خدارو نمیبینم ولی به بعضی نداده ها معترضیم

چرا عجولیم

چرا به خاطر این همه رحمت هم که شده واسه حاجتمون پیش خدا صبر نمیکنیم

چرا بین خودمونو خدامون انقدر فاصله انداختم

آره سخته همه خسته ایم

همه مشکل داریم

من اینو میگم

چرا صبر نداریم

خدایی که این همه واسه بدی های ما صبر کرده

خدایی٬

ارزش نداره واسه اونی که اون خاسته یه خورده صبر کنیم

 

 

 

یه روز تعطیل

یه آقاهه

غمگین 

۱۲۱

+ کتابت شد به تاریخ 86/11/26   به قلم آقاهه  | 



دلم یه خواب راحت می خواد

سراغ داری؟

 نه اون بیهوشیه هر شبه شب تا صبح رو نمی گم

اینو میگم:

خوابی که هنوز شروع نشده پر از حسرتو پشیمونیو آرزوهای محال نباشه

اورجینال

درد سرگذشت نباشه توی این به اصطلاح خواب

سرگذشت

سرگذشت

خودمونیما  دست خودمونه این سرگذشت

ولی کاش یادمون میموند ،آخر سرگذشت در گذشته

اون موقه شاید...

کاش میشد سرنوشت رو از سر نوشت

خسته ام

همه تنم کوفته است

اما خوابم نمیاد

دلم پره از زخمای تازه و کهنه ولی دردم نمیاد

کلی حرف دارم که فریاد بزنم اما صدام در نمیاد

شاید یه روزی... یه جایی ...همین نزدیکیا... نمیدونم

من که آماده ام

ولی باور کن جونمم در نمیاد

خسته ام

دلم یه خواب راحت می خواد

۱۲۱

+ کتابت شد به تاریخ 86/11/16   به قلم آقاهه  | 



 

 

از پروانه پرسیدند عشق چیست گفت زیباتر از من

ازگل پرسیدند عشق چیست گفت خوشبو تر از من

ازماه پرسیدند عشق چیست گفت پر نور ت از من

ازآب پرسیدند عشق چیست گفت شفاف تر از من

آخر از خود عشق پرسیدند عشق چیست گفت بیش از یک نگاه نیست

 

واقعا عشق چیه

سرده؟گرمه؟

شوره؟شیرینه؟ترشه؟

لطیفه؟خشنه؟

شادی آوره؟غم انگیزه؟

فقط میدونم یه حس اسرار آمیزه که آدم تو خودش غرق میکنه وبه قول مرحوم دهخدا

عشق یه جور دچار شدنه

یه نیاز که هرکس تجربه نکرده دنبالشه وهر کس تجربه کرده از از زیبایی هاش حرف می زنه اما می ترسه دوباره گرفتارش بشه

و میدونم خدایی که خالقشه خالص ترین نوعشو برای خودش نگه داشته

تنها نوع ابدیه ع ش ق.

شما چی؟

دنبالشی یا ازش میترسی؟

تو کامنت جوابمو بده

خب؟

 

 

 

 

 

 

گزیده ای از مطالب وبلاگ نویسایی که نمیشناسمشون ولی اسم وبشونو لینک کردم رو در ادامه مطلب گذاشتم
ادامه مطلب...
+ کتابت شد به تاریخ 86/11/04   به قلم آقاهه  | 



همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی

جو هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

 

 

محرم آمد  ٬  ماه غم آمد 

            بزن بر سر و بر سینه مه ماتم آمد

حسین ای عشقم٬حسین ای ماهم

             به هردم ای نازنین من که گمراهم

شدم دیوانه ٬ بی می پیمانه

            ساقی گر چشم تو شد ساغر نخواهم

دل آرام من ٬  سرانجام من

             دوعالم دادم جز تو دلبر نخواهم

مست از گل یاسم٬خراب احساسم

             از ازل تا شام ابد غلام عباسم

مست مستم من٬ صبو بدستم من

             تاهستی و تا هستم غمر پرستم من

((ازنوحه های قدیمی))

سلام منم آقاهه

خیلی خیلی ممنون از کامنتای دوستانتون که دلگرمی شدیدی

 به من داد

امیدوارم بتونم در آینده منم دوست خوبی باشمو جبران کنم

تو ادامه مطلب براتون ماجرای بیمارستانو تعریف کردم و عکسایی

که با موبایل اونجا گرفتمو گذاشتم که هر کی دلش ریش ریش

 نمیشه میتونه بره بخونه              قربونه همتون آقاهه

۱۲۱

 

 

 


ادامه مطلب...
+ کتابت شد به تاریخ 86/10/24   به قلم آقاهه  |